اشک هایم بی خیال نمی شوند این روزها، وقتی به مادرانی فکر می کنم که تمام شادی و امید جوانان امروز، خاطره محزون و جانسوزی از جوانشان را زنده می کند! جوانانی که 4 سال پیش چیزی جز حق مدنی نخواستند! 

یادشان گرامی

+ نوشته شده در یکشنبه 26 خرداد1392ساعت 13:58 توسط نیره سعادتی |



              لاَّ يُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظُلِمَ

                        وَكَانَ اللّهُ سَمِيعًا عَلِيمًا

سوره نسا، آیه 148

خداوند بدگويى بلند و آشكار (مانند غيبت، بهتان، نكوهش، سعايت و نفرين) را دوست ندارد  جز براى كسى كه بر او ستم رفته باشد، و خداوند همواره شنوا و داناست

تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل

+ نوشته شده در دوشنبه 20 خرداد1392ساعت 19:24 توسط نیره سعادتی |


امروزه با بزرگ شدن شهرها و افزایش جمعیت آن ها، مسئله آلودگی محیط زیست روز به روز اهمیت بیشتری پیدا می کند و با توجه به اینکه فاضلاب ها یکی از عوامل آلودگی محیط است، باید آن ها را جمع آوری و به بیرون شهر هدایت کرد تا به سطح بالاتری از بهداشت همگانی و نظم شهری دست یابیم. قابل ذکر است در2500سال پیش از میلاد، ایران در شهر سوخته سیستم فاضلاب داشته است و مهم اینکه از سه مورد نظام های پیشرفته ی آب رسانی و دفع آب در ایران باستان که در منابع تاریخی ذکر شده، از بند مارون بهبهان نیز در کنار تخت جمشید و شوش نام برده شده است. این درحالی است که پس از گذشت سالیان درازی از آن تمدن و توسعه و با وجود پیشرفت های صنعتی، علمی و اجتماعی جوامع شهری، امروزه در بسیاری از شهرها ازجمله بهبهان، سیستم مناسب دفع فاضلاب نداریم و همچنان فاضلاب شهری به روش سنتی جمع آوری می شود که نه تنها درخور و شاًن شهروندان نیست بلکه موجب آلودگی بهداشتی و زیست محیطی و نازیبایی شهر و آلودگی منابع زیرزمینی آب در اثر جذب نیتریت و نیترات از چاه های فاضلاب و آلودگی رودخانه مارون-که شاهرگ حیاتی بهبهان است-می شود.

و اینک گویا لطف خاصی! شامل استان خوزستان و شهر بهبهان به عنوان اولین شهری که شبکه جمع آوری فاضلاب در آن اجرا می شود شده است. طرحی که اعتبار آن 60 میلیارد تومان است که بودجه ی آن از محل اوراق مشارکت تامین می شود و تا کنون سه اولویت آن از اوایل شهریورماه شروع به کار کرده است. در این میان هم مبلغ طرح برای بهبهان چشمگیر است(با توجه به کم لطفی های معمول در حق این شهرستان) و هم اینکه به عنوان اولین شهر در استان برای اجرا انتخاب شده است جای خوشحالی دارد. با وجود این نکاتی هست که لازم است به آن توجه شود:

1. اجرای طرح های عمرانی که لازمه ی پیشرفت و توسعه ی فیزیکی شهر است و اجرای ان اجتناب ناپذیر است، عموما با دردسر همراه است، چرا که در محیط شهری و در حضور ساکنین و شهروندان و در خیابان ها و کوچه های پرتردد اجرا می شود و این اجرا نه فقط برای شهروندان بلکه برای مجریان نیز چالش و مشکلات زیادی را به همراه دارد.

2. یک طرح زمانی مفید محسوب می شود که در هنگام بهره برداری عملا این فایده محسوس باشد اما تردیدی که در مورد این طرح وجود دارد این است که آیا نحوه و شکل بهره برداری از شبکه به شکلی خواهد بود که هزینه هایی که دستگاه های اجرایی صرف کرده اند، تلاش ها، چالش ها، سختی هایی که شهروندان متحمل شده اند، ... منتهی به نتیجه ای مطلوب شود؟ به زبانی دیگر آیا همه ی جوانب این طرح چه از لحاظ فنی و چه بهره برداری و چه زیست محیطی سنجیده شده است که هنگام بهره برداری ناگهان با مشکلات لاینحل روبرو نشویم؟!

3.این طرح اولین موردی از فعالیت های شرکت آب و فاضلاب است که به طور رسمی در چارت اجرایی آن، واحد HSE(ایمنی، بهداشت و محیط زیست) فعال است و این جای بسی خوشحالی برای شهروندان است که ببینند به عنوان رکن یک شهر به سلامت آن ها و محیط زندگی شان بها داده می شود، هرچند لازم است که توان اجرایی و عملی این واحد که مستقیما با مشکلات شهروندان درخصوص اجرای طرح در ارتباط است، توسط بازوهای اجرایی شهرستان و شرکت آب و فاضلاب تقویت شود.

4. پیگیری و دقت نظر، همراهی و در عین حال انتقادهای سازنده و بی غرض شهروندان نقطه ی عطفی است که می تواند کمک بزرگی در اجرا باشد به شرطی که همشهریانی که نظر موثری دارند ابراز آن را دریغ نکنند و مجریان نیز برای این ایده ها- که چه بسا را ه را هموار و از دوباره کاری جلوگیری میکند- گوش شنوایی داشته باشند. 

5. و کلام آخر: شبکه ی جمع آوری فاضلاب با مقدمه ای که عنوان شد، به قصد کاهش آلودگی ها و حفظ محیط زیست است، درصورتیکه اجرای قطعه ی اصلی پازل این شبکه یعنی تصفیه خانه فاضلاب به تعویق بیفتد، اجرای شبکه نه تنها افتخاری برای شهرستان نخواهد بود بلکه موجب خواهد شد که آلودگی های مهارشده فعلی به شکل نامطلوب تری چهره بنماید و چالشی اجتماعی و زیست محیطی ایجاد کند، بنابراین بیجا به نظر نمی رسد که دستگاه های اجرایی شهرستان تمام همت وتلاش خود را صرف کنند که بهره برداری از شبکه همزمان با راه اندازی تصفیه خانه فاضلاب باشد.

برای همه ی افرادی که در این خصوص صادقانه زحمت می کشند آرزوی موفقیت می کنم چرا که به عنوان کوچکترینی که دستی بر این اتش دارم شاهد سختی کار و تلاش و پیگیری مجدانه مجریان برای اجرای بهینه کار هستم.

 

+ نوشته شده در یکشنبه 28 آبان1391ساعت 23:35 توسط نیره سعادتی |

به مناسبت 8 آبان؛ روز نوجوان

آیا نسل سوم ایرانی، بمب در حال انفجار است!؟ 

توماس فریدمن، سردبیر یهودی روزنامه تیویورک تایمز در سال 2002( ده سال پیش) در بخش اندیشه سایت این روزنامه نوشت:





ایران دارای بمب است. من می دانم. من آن را پیدا کرده ام. نه، نه آن بمبی که شما فکر می کنید، این بمب در دورنمایی ساده نهفته است. در دبیرستان‌ها، دانشگاهها و قهوه خانه‌ها. این بمب در جامعه ایرانی در حال شمارش معکوس است و در دهه های آینده منفجر خواهد شد و چهره جمهوری اسلامی را عوض خواهد کرد که من به طور خلاصه آن را "نسل سوم" می‌خوانم.

نسل اول ، انقلابیونی بودند که در سال 1979 شاه را بر کنار و جمهوری اسلامی را تاسیس کردند. 
نسل دوم در دهه 1980، در جنگ عراق علیه ایران شرکت داشتند که 286000 کشته (شهید) و 500000 زخمی به جای گذاشتند.
نسل سوم آن دسته از ایرانی‌هایی هستند که در سنین میان 16 تا 30 سال قرار دارند و به طور کامل در دوران حکومت اسلامی به بلوغ رسیده‌اند. آنها هرگز استبداد مطلقه شاه را ندیدند، ‌‍(امام) خمینی را درک نکردند و هم اکنون 20 میلیون از آنها وجود دارد، این ها تقریبا یک سوم از جمعیت ایران هستند.
آنها مهم ترین گروه جمعیتی در ایران هستند ، مقصد این نسل، هم اکنون روشن است. در حالی که بعضی از آنها مذهبی محافظه کار هستند، اما برخی این چنین نیستند. آنها جوان، بی‌قرار، مدرن و اغلب بیکار هستند، چرا که شغل مناسب کافی وجود ندارد. آنها از طریق اینترنت و ماهواره با جهان خارج در ارتباط هستند و آنچه که می‌بینند دوست دارند. آنها خواهان زندگی خوب، شغل خوب و آزادی و ارتباطات بیشتر با جهان خارج هستند . آنها به اسلام علاقمندند، اما چیز های دیگر را نیز دوست دارند، آنها ضد دین نیستند اما طالب دنیای بهتری هستند...
وقتی ایرانی ها به تلگراف دست پیدا کردند، از آن برای انقلاب مشروطه کمک گرفتند، هنگامی که به تلفن و کاست دست یافتند از آن برای گسترش انقلاب اسلامی کمک گرفتند، اکنون که به اینترنت و تلویزیون ماهواره‌ای دست یافته اند ، به دنبال چه هستند ...

+ نوشته شده در دوشنبه 8 آبان1391ساعت 14:42 توسط نیره سعادتی |

  • سرما استخوان های شب را ترکاند
    اما هنوز ما،
    به سگ جانی خویش مفتخریم!

+ نوشته شده در پنجشنبه 23 شهریور1391ساعت 20:14 توسط نیره سعادتی |

نجمه زارع:

  • باران، غروب، ماه، اتوبوسي كه ممكن است
     بايد مرا دوباره ببوسي كه ممكن است...
     اين لحظه... لحظه... لحظه... اگر آخرين... اگر...
    ـ بس كن! نزن دوباره نفوسي كه ممكن است
     من قول مي‌دهم كه بيايم به خواب تو
     زيبا، در آن لباس عروسي كه ممكن است
     دل نازكي و دل نگراني چه مي‌شود
     من نيستم، تو شهر عبوسي كه ممكن است
     ماشين گذشته از تو و هي دور مي‌شود
     با سرعتي حدود صد و سي كه ممكن است
     حالا تو در اتاق خودت گريه مي‌كني
     من پشت شيشه‌ي اتوبوسي كه ممكن است...

    اتوبوسی که..... سرنوشت مرا نوشت، خواب بودم، نمی دانم دوباره مرا بوسیده بود؟! یا....

+ نوشته شده در چهارشنبه 1 شهریور1391ساعت 2:12 توسط نیره سعادتی |

نشست بررسی مسائل آب كشاورزی استان در اتاق بازرگانی اهواز برگزارشد

دراین نشست دكتر مهدی قمیشی، عضو هیات علمی دانشگاه شهید چمران اهواز وصاحب نظر در مسائل آب استان گفت: چالش آب ، مساله ای نیست كه درمرزهای مشخصی ، تعریفی برای آن ارائه كرد .باید برای این موضوع تعریفی ملی داشته باشیم،مشكل خوزستان نبود یك برنامه مدون ملی برای آب است این بدان معنا نیست كه كاری دراین زمینه انجام نشده بلكه آمایش سرزمینی دربخش آب نداریم یا اگرداریم تا حالا نادیده گرفته شده است.

وی افزود: بحث اول درموضوع آب لزوم ملی نگری است،آمایش سرزمینی دربخش آب و كشاوری تعریفی را به عنوان پروتكل ملی دراختیار ما قرار می دهد، ما كشور كم آبی هستیم بنابراین باید در تعریف موارد مصرف آب موجود كشورمان براساس اولویت بندی و دیدگاههای كلان نگر مدیریت كنیم.

وی ادامه داد: نكته دراین است كه ما با داشتن برنامه های كلان دردهه های اخیر آنقدر بی برنامگی بر مدیریت آب كشور حاكم شده كه اكنون با كلافی از معضلات درهم ریخته روبرو هستیم.

وی گفت: زمانی بود كه به دلیل ملاحظات مدیریتی ومحدودیت منابع آب با توجیه علمی ومنطقی ،اجازه توسعه كشاورزی دراستان بسیار محدود داده می شد امااین وضع آشفته وبی سامان از هنگامی آغاز شد كه دربالادست حوزه های رودخانه ای استان تعداد زیادی مجوز آب داده شدوبه تبع آن به ناچار مجوز برداشت آب درخود استان نیز صادر شد.

وی ادامه داد: بعد ازآن كم كم اجازه برداشت از مخازن هم داده دشد واز بالادست كارون واز قسمت هایی ازمسیر آن درپایین دست نیز اجازه برداشت دادندیعنی اصرار براجرای یك یا چند برنامه غلط صدبرنامه و مجوز غلط دیگر را نیز درپی داشت.

وی بر لزوم بازگشت به مدیریت خردورزانه آب راتنها راهكار اصلاح ورفع مشكلات به وجودآمده در حوزه آب استان عنوان كرد.

دراین نشست دكتر 'سید محمود كاشفی پور' عضو هیات علمی دانشكده كشاورزی دانشگاه شهید چمران اهواز نیز طی سخنانی گفت: ما در حوزه آب با كمبود منابع آبی مواجه هستیم ولی متاسفانه به رغم این كمبود عنوان می شود كه خوزستان آب زیادی دارد و هر روزه طرح های مختلفی برای برداشت آب ازمنابع آبی منطقه ارائه می شود.

وی اضافه كرد: چالش دوم آب استان عدم انطباق مدیریت ها و وظایف در بالادست و چالش سوم كیفیت نامناسب آب استان است،متاسفانه هیچ مدیریت جامع كیفی برروی آب استان وجودندارد به ویژه با خشكسالی های اخیر كه مزید برعلت شده وكیفیت آب را پایین تر هم آورده اند.

'محمد رضا شمسایی 'كه یك دهه مدیریت سازمان آب و برق خوزستان را در سابقه فعالیت های اجرایی خود دارد نیز دراین نشست گفت: عدم شناخت وضعیت روز دنیا و ملاك های مدیریتی و سیاست های دنیا دربخش آب یكی از مسائل عمده مدیریت آب دركشورماست.

وی افزود: در چهار تا پنج دهه گذشته سیاست های دنیا درحوزه مدیریت آب از سیاست مبتنی بر رویكرد راندمان آبیاری،میزان تولید محصول استراتژیك ،میزان ارزش افزوده،بهره وری و آب مجازی تغییركرده ولی دركشور ما هنوز نگرش ها بر مدیریت متمركز بر رویكرد میزان بهره وری می چرخد.

وی گفت: بر اساس آخرین رویكرد كه برشاخص آب مجازی مبتنی است برای تصمیم گیری درزمینه مصرف منابع آب به این موضوع پرداخته می شود كه به ازای هرمحصول نهایی چقدر آب مصرف شده است به عنوان مثال برای تولید هر بطری 250سی سی آب معدنی كه هر روزه ما به وفور مصرف می كنیم 53لیتر آب مصرف می شود!

شمسایی گفت: من به جرات ادعا می كنم كه دركشور ما دیدگاه مسوولان و تصمیم گیران ازرویكرد محصولات استراتژیك جلوتر نیامده و به سه شاخص دیگر هنوز نرسیده ایم بنابراین اولین مشكل ما عدم توجه به سیاست های روز ومطرح دنیا درعرصه آب و كشاورزی است.

وی اضافه كرد: عدم توجه به مسائل مغز افزاری ومدیریتی دربحث آب و كشاورزی مشكل دوم ماست .پس از جنگ كه همه زیرساخت ها ازبین رفته بود ما واقعا نیاز به توسعه فیزیكی دركشور داشتیم ولی ازحدود هفت الی هشت سال پیش به این طرف نیازاصلی ما توسعه بخشی مدیریت و بحث های مغزافزاری است

وی خاطرنشان كرد: ولی نه درمجلس ونه در دولت كسی به این امر توجهی نمی كندبه همین دلیل هر وزیری كه روی كارمی آید دغدغه اش توسعه فیزیكی امور است .علت اینكه دربرنامه سوم،چهارم و پنجم توسعه دربحث بهره وری حتی به شاخص نیم درصد هم دست نیافته ایم بخاطر عدم توجه به بحث های مغزافزاری ومدیریتی است.

شمسایی گفت: ما امروز به جای احداث سد وشبكه های آبیاری باید به دنبال مباحث مغزافزاری برویم ،امروز كسی این حرف ها را می زند كه خود مجری تعدادی از بزرگترین پروژه های عمرانی و سدسازی كشور بوده است ولی این ها واقعیت های مطرح دركشوراست.

وی تصریح كرد: همین سیاست های غلط انتقال آب بین حوزه ای 50سال است در دنیا منسوخ وكنار گذاشته شده ولی در جمهوری اسلامی از مباحث مطرح و رایج ودربورس تصمیم گیری هاست .علت آن هم كم تجربگی،بیسوادی و توجه به مسائل قومی و منطقه ای است.

وی گفت : این از معضلات جدی ماست كه مسوولان به جای اندیشه به بیشترین بهره وری به مسائل قومی ومنطقه ای می نگرند.

این كارشناس حوزه آب كشور اظهار داشت:متاسفانه تمام دولت های اخیر توجه بیش ازحدی به مسائل ساخت داشته اند،ومتاسفانه دولت اخیر هم به مسائل مغزافزاری و مدیریتی توجه نكرده و به همان راه دولت های قبلی كشیده شده است .این رویكرد برای دولت های قبل توجیه داشت ولی امروز دیگر توجیهی ندارد.

وی گفت: در 30سال گذشته درتمام كشورهای پیشرفته دنیا كسی دنبال سد سازی وتوسعه شبكه های زهكشی وابیاری نرفته بلكه تاكید بر فعالیت های آبخیزداری وتوسعه شبكه های ابیاری تحت فشار بوده است .ما نیز حداقل در 10الی 12سال اخیر می بایست به جای سد سازی بر فعالیت های آبخیزداری واستفاده از فناوری های روز وكارآمد به جای توسعه فیزیكی متمركز می شدیم.

وی با انتقاد از طرح فدك گفت: این طرح صد در صد انحرافی و غلط است،به جای ان باید به دنبال استفاده از فناوری های نو برویم.

وی همچنین برلزوم توسعه وتقویت تشكل های مردم نهاد درحوزه حفاظت از رودخانه هاتاكید كرد.

دراین نشست كمیت آب در دسترس درحوزه های رودخانه های استان خوزستان ،كیفیت آن ،رشد كند پروژه های شبكه های آبیاری مسائل مدیریتی حوزه آب،مدیریت حفاظت،بهره برداری و نگه داری از رودخانه ها،پسابها،سیستم های آبیاری سنتی،الگوهای كشت ،استفاده از ظرفیت تشكل های مردم نهادو...مورد بحث و تبادل نظر قرارگرفت.

برگرفته از آبنما نیوز

+ نوشته شده در یکشنبه 1 مرداد1391ساعت 0:37 توسط نیره سعادتی |

گاهی که فقط شعر زیباست، گاهی که باران نیست، بهار نیست، هجوم غبار است و تنهایی:
به چشمان پریرویان این شهر

به صد امید می بستم نگاهی

مگر یک تن از این ناآشنایان

مرا بخشد به شهر عشق راهی


به هر چشمی به امیدی که این اوست

نگاه بی قرارم خیره می ماند

یکی هم، زینهمه نازآفرینان

امیدم را به چشمانم نمی خواند


غریبی بودم و گم کرده راهی

مرا با خود به هر سویی کشاندند

شنیدم بارها از رهگذاران

که زیر لب مرا دیوانه خواندند


ولی من، چشم امیدم نمی خفت

که مرغی آشیان گم کرده بودم

زهر بام و دری سر می کشیدم

به هر بوم و بری پر می گشودم


امید خسته ام از پای ننشست

نگاه تشنه ام در جستجو بود

در آن هنگامه ی دیدار و پرهیز

رسیدم عاقبت آن جا که او بود


دل از بی همزبانی ها فسرده

تن از نامهربانی ها فسرده

ز حسرت پای در دامن کشیده

به خلوت، سر به زیر بال برده

....

مپرسید، ای سبکباران! مپرسید

که این دیوانه ی از خود به در کیست؟

چه گویم! از که گویم! با که گویم!

که این دیوانه را از خود خبر نیست

......

مپرسید، ای سبکباران مپرسید

مرا با عشق یک دم وا گذارید

غریق لطف آن دریا نگاهم

مرا تنها به این دریا سپارید                            فریدون مشیری

+ نوشته شده در چهارشنبه 24 خرداد1391ساعت 14:32 توسط نیره سعادتی |

آمدم نظری در وبلاگ «بهبهان شهر ما» بنویسم، هرچقدر سعی کردم ممکن نشد. به ناچار مطلب را اینجا درج می کنم و امیدوارم بعد از این، این آب باریکه ی ارتباطی که برای ما فراهم است اینقدر بازیمان ندهد!

اما نظر:

بعد از اینکه مطلب خوب اخیر را (آخرین پست بهبهان شهر ما) ، از همشهری مان خواندم و ایشان از فعالیت های اقتصادی مشارکتی و زیربنایی در بهبهان گفته بودند، شنیدم که در روز جشن خیرین مدرسه ساز در بهبهان، مبالغ هنگفتی  به آموزش و پرورش هدیه شد. این در حالی است که ساختن فضای آموزشی از وظایف دولت است علاوه بر این تقریبا در بهبهان همه ی مدارس بازسازی شده است و بسیار بهتر بود که این سرمایه ها در بخش خصوصی به نفع بهبهان و اهالی آن سرمایه گذاری می شد و به شکل زنده و نامیرایی منبع خیر و سودرسانی می شد. مطمئنا جا انداختن این فکر در بین خیرین -که معمولا هم افراد مسن هستند- سخت است اما با فرهنگ سازی میتوان تاحدودی پذیرش این نکته ها را بیشتر کرد.

از همان زاویه ی آموزشی هم که به قضیه نگاه کنیم، حتی جای یک مدرسه خصوصی با کیفیت بالای فضای فیزیکی و آموزشی در بهبهان خالیست( به دلایل مختلف) و این بودجه های خیرین در این خصوص هم می توانست کاربرد داشته باشد. متاسفانه ریخت وپاش ها و مهمانی ها و پرنام و نشان کردن جریان خیرین مدرسه ساز، در آموزش و پرورش هم موجبی شده که عده ای - مواردی را شخصا می شناسم- به صرف نام و نشان، مبالغی را به این مجموعه هدیه کنند و ....به این ترتیب از قافله ی خصوصی سازی عقب می مانیم!


+ نوشته شده در جمعه 19 خرداد1391ساعت 19:51 توسط نیره سعادتی |


تا آنجا که مردم ما به یاد دارند یکی از افتخارات مسئولین کشوری و منطقه ای، ساختن سدهای متعدد در ایران بوده و هست و تقریبا هیچ رودخانه ای از این سازه دست بشر جان سالم به در نبرده و چه بسا که یک رودخانه چند بار با این سدها سلاخی شده است و به آب باریکه ای تبدیل شده که دیگر نمیتوان نام رود بر آن گذاشت. خود من هم تا قبل از اینکه درس محیط زیست بخوانم تصور کاملا مثبتی درخصوص سد داشتم و بعد که خواندم و شنیدم، دریافتم که چه بلایی بر سر طبیعت اطرافم آمده ... و اینجاست که بیش از پیش مصر می شوم بر اصل « ضرورت آموزش محیط زیست»، هم برای عموم شهروندان و به خصوص برای کسانی که قرار است مدیر شوند ولو در زمینه های غیرطبیعی و غیرزیستی، بلکه اندکی هم که شده آسیب رسانی به محیط کاهش یابد. حیفم آمد متن زیبا و روشنگرانه ی «استاد محمد درویش» را در این پست نگذارم که حتی عنوان آن به تنهایی گویای عمق فاجعه ای است که سوء مدیریت بر سر محیط طبیعی کشورمان آورده است:

29 ارديبهشت كه مي‌رسد، به روزي در تقويم‌هاي فعالان و نخبگان محيط‌زيست ايران برمي‌خوريم كه نامش چنين است: «روز ملي حمايت از رودخانه‌ها در برابر سدهاي بزرگ.» روزي كه چند سال است با برپايي گردهمايي‌ها و مناظره‌هايي در نقد جدي صنعت سدسازي در كشور توام شده است و ريشه در نهضتي جهاني دارد كه بيش از 17سال پيش پاگرفت و همه‌ساله در 14 ماه مارس ميلادي، مي‌كوشد تا با برپايي همايش‌هايي علمي در بيش از يك‌صد كشور جهان، مردمان كره زمين را از عواقب ناميمون توسعه افسارگسيخته مديريت سازه‌اي در صنعت آب آگاه سازد. 

اما چرا حاصل مهارت، شگرد يا صنعتي كه قرار بوده نقمت هرز‌آب‌ها را به نعمت بدل ساخته و با كاهش نرخ فرسايش و ويرانگري سيل‌هاي حادثه‌خيز، بكوشد تا ضريب امنيت غذايي و پايداري بوم‌شناختي سرزمين افزايش يابد؛ عملا وارونه شده و كار به جايي رسيد كه دو سال پيش، 38 تشكل فعال در حوزه محيط‌زيست طي بيانيه‌اي، وزارت نيرو را به عنوان بيابان‌سازترين وزارتخانه كشور معرفي كرد؟ مگر اين سدهاي بزرگ و سيمان‌اندود قرار نبود تا جريان دايمي در بستر رودخانه‌هاي فصلي كشور با تنظيم آب بيافرينند؟ پس چرا در عمل، دستاوردي وارونه آفريده و خون رگ‌هاي زمين را در شيشه كرده و بلعيدند؟! به راستي چرا بايد هر جا كه خبر خشك شدن تالاب يا درياچه‌اي را در كشور مي‌شنويم، رد پاي ساخت يك سد در بالادست آن حوضه آبخيز را به عنوان يكي از متهمين اصلي رهگيري كنيم؟ چرا در ماجراي مرگ بختگان، طشك، كم جان، گاوخوني، آجي‌گل، اروميه، هورالعظيم، شادگان، هامون، مسيله و... نمي‌توان نقش سدهاي سيوند، ملاصدرا، 15 خرداد، اترك، زاينده رود، زرينه‌رود و... را ناديده گرفت؟  محمد درویش

+ نوشته شده در دوشنبه 1 خرداد1391ساعت 13:48 توسط نیره سعادتی |